تو را به جاي همه روزگاراني که نمي زيسته ام دوست مي دارم.
براي خاطر عطر نان گرم و برفي که آب مي شود و براي خاطر نخستين گناه.
تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم.
تو را به جاي همه کساني که دوست نميدارم دوست مي دارم
سپيده که سر بزند در اين بيشه زار خزان زده شايد دوباره گلي برويد شبيه آنچه در بهار بوييديم
پس به نام زندگي هرگز مگو هرگز...
عزيزم دلم برات خيلي تنگ شده . وقتي ياد لحظه هايي كه با هم بوديم مي افتم گريم ميگيره چقدر روزاي با هم بودنمون زود گذشت . ولي بازم صبر مي كنم تا بازم روزي برسه كه دستامونو توي دست همديگه بگيريم.
دوستت دارم خيلي زياد...
محمدم خيلی وقت بود نشد تو وبلاگ مطلب بنويسيم.امروز بازم
اومدم برات حرفای دلم و بنويسم.عزيزم بازم از همه خوبيا و محبتات تشکر
ميکنم گلم.هميشه تو قلبمی و می پرستمت.خيلی دوست دارم.
تقديم به تو که بهترينی:
تو همونی که تو رويام تو رو من خواب می ديدم
تو چشات اسمون و افتاب و مهتاب می ديدم
زلفات و شب می خره ماه توی اون لونه کنه
مثل من صدها دل و عاشق و ديوونه کنه
تو اونی همونی تو اونی همونی
از تو قلک چشات سکه های رنگارنگ می ريزه روی هوا
با صدای خنده هات ميشه از ستاره پر اسمون رو سياه
تو اونی همونی تو اونی همونی
تو همونی اگه شب قصه بگی
چشم بی خوابم و خواب می کنی
تو همونی اگه با من بمونی
من و از ارزو سيراب می کنی
تو اونی همونی تو اونی همونی
از تو قلک چشات سکه های رنگارنگ می ريزه روی هوا
با صدای خنده هات ميشه از ستاره پر اسمون رو سياه
تو اونی همونی تو اونی همونی
محمد خوبم دوست دارم از همه دنيا بيشتر و هميشه تو قلبمی و با توام .
عزيزم خيلی دوست دارم.می خوام کلماتی و پيدا کنم که همه احساسم و
با تمام وجود بيان کنه ولی احساسم کلمات و کم مياره **


